به اطلاع كليه‌ي دوستان و آشنايان ميرسانم كه: اينجانب مهرداد زندي 35 ساله معلول قطع نخاع گردني داراي: آب، برق، گاز، تلفن و حقوقي نيم كرور توماني، با معرفت و با اخلاق خوش تصميم دارم: سنتي را كه بايد انجام بدم را انجام بدم، منظورم اينه كه ميخواهم ازدواج كنم. شما اگر كسي را با اين شرايط مي‌شناسيد: ((با معرفت و داراي اخلاق خوش، زيبا و خوش‌اندام و داراي سلامت كامل جسماني و رواني سن بين 30 تا 34 سال، ديپلمه و خانم‌خانه‌)) او را جهت انجام امر خير به من معرفي كنيد.

پاپوش: حالا براي يه كار به شما رو انداختم ببينم ميتونيد يه تكوني به ...... بديد و همه جا چشم و گوش و زبان من باشيد و باني امر خيري باشيد و براي يه بار هم كه شده خودتون را رو سفيد كنيد يا اينكه مثل .... وبلاگ را ميخونيد و ...... .

 

صاف كاري

عجب عبدالله‌ست، بيشتر كساني كه آگهي بنده را ديدند گفتند. خوب حق هم دارند، من خودم هم همين اعتقاد را از اون سرش داشتم، و شايد هنوز هم دارم. عقل و منطق و عرف يه جور پروكسي داره كه ناخودآگاه آدم‌ها اعمالش مي‌كنند و آدم‌هايي مثل من هميشه فيلتر ميشن. مثلا اگه من توي يه جمع باشم توي تعارفات هيچ كس نميگه ايشالله عروسي مهرداد، البت گمان نكنيد كه من از اين ديده‌نشدن‌ها ناراحت هستماصلا تو دهن جد و آباد همه‌ي اين آدم‌ها صلوات، من خودم هم سر راه خيلي‌ها پروكسي مي‌گذارم. كسي كه بخواد با آدمي مثل من زير يه سقف زندگي كنه حتما يه چيزيش ميشه، يعني چيزي ماوراي عقل و منطق بايد داشته باشه: از اون عشق‌ها كه توش چيزي جز رضايت طرف مقابل اهميت نداره.

پسوند: مسبب عشق‌ها معمولا طوفان‌هايي هورموني هستند كه آغازگرش چشم صورته، چشم صورت پروكسي داره،خفن. كساني از عشق‌ لذت مي‌برند كه بجاي چشم صورت با چشم دل مي‌بينند(مثل خانواده).

تقديم با عشق به عاشق هاي عشق

 

نقاشي

مردهايي هستند كه: نسبت به زندگي و زن و بچه بي‌مسئوليت هستند، بي‌كاره، شكاك، بدبين و به هر دليلي فحاشي و كتك‌كاري ‌راه‌ مي‌اندازند، چشم چران و داراي انحراف اخلاقي و جنسي هستند، چشمشان به دست مردمه، هميشه با فاميل مشكل دارند، وقتي جايي مهمان هستند انواع رفتار ناشايست را بروز ميدن: جلوي ميزبان ولوو ميشن، ميان فاميل را بهم ميزنند، از همه بدگويي مي‌كنند، بخيل و حسود هستند، معتاد و دزدند و ..... از اين آدم‌ها با شدت كم و زياد همه‌جا هست. اگرچه مشكل جسماني من بسيار بزرگه، اما خدا را شكر من هيچ‌يك از اين صفات رذيله را ندارم، تازه، خيلي ناز هستم، آب، برق، گاز، تلفن هم دارم. همسر شخصي مثل من، شايد احساس خوشبختي نكنه، اما يقينا مثل خيلي‌ها احساس بدبختي نخواهد كرد. معلول جسمي براي ديگران زحمت داره، اما اخلاق و زبان خوش زحمت را قابل تحمل ميكنه. اونچه كه بايد ازش ترسيد معلوليت‌هاي اخلاقي و رواني است، چنين بيماراني به اطرافيانشان آسيب ميرسانند و زندگي را..... . اينها دليل‌هايي است كه باعث ميشه من خودم را برتر از خيلي‌ها بدونم و براي خودم آگهي بدم.

پاورقي: حالا همه شوري، شيريني، نگيرن و فرت و فرت بگن تورو خدا بيا من را بگير، من فقط با تو خوشبخت ميشم و بي‌تو به لقاالله مي‌پيوندم(انشاالله)

 در اولين مطلب اينترنتيم در مورد ازدواج نوشته بودم 

انواع معلوليت

چهارشنبه عمل ليزيك چشم كردم، شايد تا چند روز نتونم با كامي كار كنم، كساني كه نياز مبرم به نزديكي دارن، فعلا با اين شماره تماس بگيرن: 09356900089

 

تهديد

فرزندي به والدينش ميگه: من ميخواهم با شخصي ازدواج كنم كه معلوليت جسمي داره. اولين و طبيعي‌ترين جواب پدر و مادر به درخواست فرزندشون چيه؟؟ زور نزن خودم نوشتم: اگه چنين غلطي كردي و رفتي ديگه پشت سرت را نگاه نكن، چون ديگه فرزند ما نيستي. وقتي بزرگترها مي‌بينند: زوج‌هاي سالم دوتايي از صبح تا شب مثل...مي‌دوند تا كه ناني به كف آرند و به مالك بدهند، وقتي بيشتر زوج‌هاي سالم زير بار هزينه‌هاي زندگي كه منشع تمام بدبختي‌هاست، له ميشن و كارشون به دادگاه و جدايي ميكشه، واي به حال كسي كه با من معلول زمين‌گير كه نه كار و كاسبي دارم نه مال و منالي، ازدواج كنه. بزرگترها واقعيات زندگي مي‌بينند و بنابر اونهاست كه نمي‌تونن به عزيزشان اجازه بدهند خودش را ...... . اون چيزي كه جوانان در آينه نمي‌بينند، بزرگترها در خشت خام مي‌بينند.

پيآمد: من معلولي هستم كه 70درصد از سلامتي جسمانيم را ازدست دادم و اين دليل خوبي استش براي اونكه من 70درصد بيشتر از ديگران گرفتار معلوليت‌هاي رواني باشم.

 

چند ماه پيش برنامه‌اي از كانال يك پخش ميشد كه در مركز كرمان تهيه شده بود، موضوع برنامه: زندگي زناني بود كه با جانبازان نخاعي ازدواج كرده بودند، بيشتر از بيست برنامه را من ديدم، در تمام برنامه‌ها خانم‌ها از زندگيشون رضايت كامل داشتند و همه ميگفتند كه عاشق شوهرشون هستند و اگر دوباره متولد بشن دوستدارند همين زندگي را داشته باشند، همه ميگفتند ما شوهرمان را بخاطر وجود خودشه كه دوست داريم نه بخاطر اينكه براي كشور و ملت جنگيده و الآن جانباز هسته. يه سوآل: شما ميتونيد تصور كنيد چرا اون خانم‌ها احساس خوشبختي و رضايت از زندگي ميكردند؟. فعلا فكر كنيد تا به جوابي نچندان عريض و طويل برسيم.

پايانه: يه چيزي ميگم اميدوارم چيز شما نسوزه‌بابا بي‌جنبه دلت را گفتم‌ من تا دوشنبه نيستم، يعني هستم ولي لب درياي شمال، در اين مدت اگه كسي كار واجبي داشت، نيازي به راهنمايي گرفتن از من نيست، روي قوطيش توضيح كافي و وافي هسته.

15 عكس جديد، فقط براي خانم‌هاي سي ساله

پاسخ من در مورد موضوع بالا اينه: داشتن امكانات دروني و بروني = 1- دروني ميشه: ايمان، اخلاق خوش و سازگاري. 2- بروني ميشه امكانات مادي و تامين اقتصادي و اجتماعي. آقاي اميني هم در اين مورد حرف‌هايي زده.

/ 0 نظر / 15 بازدید